سيد محمد على ايازى
346
كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )
آن گاه ، چنين جمعبندى كرده كه با توجّه به معانى بيان شده براى تأويل ، مىتوان چهار معنا براى آن در نظر گرفت ، به اين ترتيب : مرجع و عاقبت ، سياست كردن ، تفسير و تدبير ، و انتقال از معناى ظاهرى لفظ به معناى غير ظاهر . در ادامه ، براى نشان دادن ارتباط اين معانى با هم ، اين نوشتهء دكتر شاكر را مىآورد : « اصل واحد در معناى تأويل ، همان رجوع است يا به اعتبار تقدّم و سرآغاز بودن ، و يا به اعتبارِ نهايت و سرانجام بودن ، و يا به لحاظ حقيقت و مراد بودن ؛ و كاربرد واژهء تأويل درتأديب و سياست كردن نيز به معناى رجوع دادن به غايت و حقيقتِ امر است » . « 1 » معناى اصطلاحى تأويل محقّقان ، در معناى اصطلاحى تأويل ، بسيار سخن گفتهاند . ذهبى مىنويسد : تأويل نزد گذشتگان ، داراى دو معناست : 1 . تفسير كلام و بيان معناى آن ، خواه موافق يا مخالف ظاهر كلام باشد . . . . با اين تعريف ، تأويل و تفسير در نظر آنان ، مترادف است . 2 . تأويل ، مراد و منظور از كلام است . پس اگر كلام ، طلب باشد ، تأويل آن ، مطلوب است و اگر خبر باشد ، تأويل آن ، مخبرٌ بِه است . اين دو معنا با هم تفاوت دارند ؛ زيرا در معناى اوّل ، تأويل از باب علم و كلام است ، مثل شرح و تفسير ، و وجود تأويل ، در قلب و زبان است ؛ يعنى براى آن ، وجود ذهنى و لفظى و رسمى است ؛ امّا در معناى دوم ، تأويل آن ، امر موجود در خارج است . « 2 » مرحوم آية اللَّه معرفت مىنويسد : تأويل ، داراى دو معناست : 1 . توجيه متشابه به يك وجه صحيح . خلاصه آن كه وقتى كلام يا عملى
--> ( 1 ) . روشهاى تأويل قرآن ، ص 27 . ( 2 ) . التفسير و المفسّرون ، ج 1 ، ص 17 .